پندار

جملات ، کلمات، عکس نوشته و رمان عاشقانه

پندار

جملات ، کلمات، عکس نوشته و رمان عاشقانه

پندار

به نام خداوند بخشنده ی مهربان
در این وبلاگ سعی در این است جملات و عکس نوشته ها و رمانهای عاشقانه قرار بگیرد.

تبلیغات
Blog.ir Blog.ir Blog.ir
نویسندگان
آخرین نظرات
  • ۲۹ آبان ۹۷، ۲۱:۳۳ - دخـترکــی با قـلـب صورتــی
    قشنگ بود
  • ۱۶ آبان ۹۷، ۱۴:۰۷ - fatemeh 0098
    دقیقا:)
  • ۱۶ آبان ۹۷، ۱۳:۰۲ - مِلوچِک .
    20 بود
  • ۵ آبان ۹۷، ۲۲:۵۹ - مِلوچِک .
    عالی

۱۱ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

حسین پناهی

milad mirshekar | دوشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۵۲ ب.ظ

جوانی

حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسهٔ آیت‌الله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مسئله‌ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است (روغن محلی معمولاً در تابستان از حرارت دادن کره به دست می‌آید و در هوای آزاد و با توجه به گرم بودن هوا در تابستان روغن همیشه به صورت مایع است)، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده‌اش را باید تأمین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی‌رغم فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه‌نویسی را گذراند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوران حرفه ای بازیگری


پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه‌های خودش ساخت که مدت‌ها در محاق ماند.

با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می‌کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش‌های تلویزیونی دیگرش طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

نمایش‌های دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، او یکی از نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.

به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می‌بارید و طنز تلخش بازیگر نقش‌های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود؛ و این شاعرانگی در ذره‌ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعهٔ شعر تاکنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده‌است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۸ سالگی درگذشت و در قبرستان شهر سوق به وصیت خود او فقط به خاطر اینکه مادرش در آنجا دفن شده‌است، به خاک سپرده شد. علت مرگ پناهی از طرف خانواده وی و با استناد به گزارش پزشکی قانونی سکته قلبی عنوان شد.
هرچند ترانه‌سرای سرشناس و ویرایشگر مجموعه آثار پناهی، یغما گلرویی، با انتشار یک یادداشت تحت عنوان «مرگِ خودخواستهٔ حسین پناهی» و بیان خاطره‌ای مربوط به خرید یک عدد تیغ توسط پناهی درست چند روز قبل از مرگش و تماس تلفنی شب قبل از مرگ او با گلرویی علت مرگ پناهی را خودکشی عنوان کرد. پناهی همچنین در شب مرگ با پسرش تماسی تلفنی برقرار کرده بود. گلرویی همچنین در یادداشتی جداگانه جزئیات صحنه مرگ پناهی در خانه‌اش را اینگونه شرح می‌دهد:

«تمام کسانی که آن روز و روزهای بعد به خانهٔ حسین در خیابان جهان‌آرا آمدند خون‌ها را دیده بودند. ردی که از کنار تخت و اتاق خواب آغاز شده و جرایان پیدا کرده بود به سمت هال خانه و در آن‌جا به شکل حوضچه‌ای یک متر در یک متر جمع شده بود.[...]نشان به آن نشان که روی گازِ خانه هم یادگاری‌هایی بود.»

آنا پناهی، دختر حسین پناهی، در مصاحبه‌ای عنوان کرد که طبق گزارش پزشکی قانونی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ علت مرگ پدرش سکته قلبی بوده و اینکه «بیان هر علتی غیر از این کذب محض است».
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 پشت چراغ قرمز

پسرکی با چشمان معصوم  و دستانی کوچک گفت :

چسب زخم نمی خواهید ؟

پنچ تا  ، صد تومن  ،

آهی کشیدم و با خود گفتم :

تمام چسب زخم هایت  را هم که بخرم ،

نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو ..

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مگه اشک چقدر وزن داره ، که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم..!؟!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم ، از شما چه پنهان ما از درون زنگ زدیم
این جهانی که همش مضحکه و تکراره  ، تکه تکه شدن دل چه تماشا داره….


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ………

2
  • milad mirshekar

دانلود آهنگ حمید عسکری به نام ستاره

milad mirshekar | يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۰ ب.ظ

اهنگ با گیتار

دانلود اهنگ با کیفیت 320



  • milad mirshekar

سخنان بزرگان

milad mirshekar | يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۴۶ ب.ظ

1. بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست. (حضرت علی علیه‌السلام)

 

۲. آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه‌ی انسان‌ها برابرند. (مارتین لوتر‌کینگ)

 

3. بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی. (رودی)

 

۴. بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)

 

۵. عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)

 

۶. چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)

 

۷. به نتیجه رسیدن امور مهم، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد. (چاردینی)

 

۸. آنکه خود را به امور کوچک سرگرم می‌کند چه بسا که توانایی کارهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)

 

۹. اگر طالب زندگی سالم و بالندگی می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم. (اسکات پک)

 

۱۰. زندگی بسیار مسحور کننده است فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست. (دوما)

2

  • milad mirshekar

جملات زیبا

milad mirshekar | يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۳۳ ب.ظ


آنکس که میگوید : " نمی توانی "  و " نخواهی توانست" ؛

احتمالا همان کسی است که :

از اینکه  بتوانی انجامش دهی و موفق شوی ؛

میترسد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هر از گاهی که هوای حوصله ابری میشه ؛

به خودم امید میدم و بیاد میارم که " خورشید هنوز سرجاشه و خاموش نشده ... "

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،

امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛

پس

هیچ وقت نا امید نشو ،

بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  • milad mirshekar

زندگیم باش

milad mirshekar | شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۵۴ ب.ظ

دانلود رمان زندگیم باش

 

  • نام رمان : زندگیم باش
  • نویسنده : فریده بانو کاربر رمان فوریو
  • صفحات : 246

خلاصه رمان : در مورد دختری هست که مجبور میشه بخاطر رفتن پدر و مادرش به خارج بره خونه ای خاله اش خاله ای که پسری داره برخلاف دختر قصه ی ما خیلی مقید هست اما دختر قصه ای ما کمی شیطون و بی پروا...

قسمتی از متن رمان : با سرو صدا گفتم:مامامان من خونه خاله سیده نمیرررررم مامان:چرا خونه خاله سیده نمیری؟ من خودت که میدونی آب من با اون پسره امیر ارسلان تو یه جوب نمیره بعدصدامو خشک وکلفت کردم گفتم:بهاره کمی حجابتو رعایت کن چه معنی میده یه دختر بایه پسربشینه حرف بزنه پسری پرر ویکی نیست بهش بگه تورو سننه داداشمی کی من هستی من هرکاری دوست داشته باشم میکنم باباخندیدوگفت: عجبم بلدی صداشو دربیاری تقلیدصدات حرف نداره مامان چشم غُری به بابا رفت گفت:اقابهمن همه اش تقصیرشماست این دختره انقدلوس باراومده. من: مامان جون بابایی من اصلاهم من ولوس نکرده ازبس اون پسر خواهر شماخشک وکوته فکره اصلاخودش که این همه سفرخارجه میره معلوم نیست چیکارامیکنه"جووون لب تولب لابد" مامان:ای دختربی حیا درمورد امیر ارسلان درست صحبت کن به امیرخاله این چیزا نمی خوره...



لینک های دانلود :
  • نسخه PDF به صورت کامل در [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • دانلود نسخه کتابچه برای جاوا با فرمت JAR [ دانلود ]
  • milad mirshekar

تلاطم بارانی

milad mirshekar | شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۴۳ ب.ظ

 دانلود رمان تلاطم بارانی

  • نام رمان : تلاطم بارانی
  • نویسنده : بهاره اسدپور کاربر رمان فوریو
  • صفحات : 126


خلاصه رمان : داستان سرگذشت زندگی یک زندگی پر تلاطم.... اما یک تلاطم از جنس باران..... به رنگ باران....... ودر این میان قلبی میشکند...... دلی میسوزد...... واینده ای به تباهی میرود..... تاوان این قلب شکسته رو چه کسی پس میده....؟ گناهکار؟..... یا..... بیگناه؟....... داستان یک دختر.... دختری که مثل خیلی ازآدمای دیگه عاشق میشه.... اما چه عشقی؟..... یک عشق متفاوت........ یک داستان متفاوت...... ویک زندگی متفاوت....... ویک پایان متفاوت......... چیزهایی که گفتم نه شعار هست ونه تعریف برای جذب خواننده فقط وفقط واقعیت داستان هست.درضمن برخی از صحنه ها ودیالوگ های رمان براساس حقیقت و اتفاقی که افتاده نوشته شده.شاید فکر کنین تکراریه ومثل بقیه رمان ها تموم میشه اما نه این جوری نیست برای صدق گفتارم میتونید خودتون بخونین.


لینک های دانلود :
  • نسخه PDF به صورت کامل [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]
  • milad mirshekar

عشقم را باور کن

milad mirshekar | شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۳۹ ب.ظ

دانلود رمان عشقم را باور کن

  • نام رمان : عشقم را باور کن
  • نویسنده : ز.فرزانه پور کاربر رمان فوریو
  • صفحات : 268

#

خلاصه رمان : درباره پسر دانشجویی به نام بهراد که برای گرفتن حق و حقوق مادرش که چندین سال خدمتکار یک خانه است به عنوان یک عاشق دلباخته وارد زندگی دختر کوچکتر خانواده(یاسمین) میشود تا در آخر تمام اسناد و ثروت آن هارو به نام خود و مادرش کند اما در این بین اتفاقات زیادی می اوفتد که بعد از ماه ها بهراد نظرش درباره یاسمین تغییر میکند و به تدریج واقعا عاشق یاسمین میشود ، اما....

دانلود رمان عاشقانه

لینک های دانلود :
  • نسخه PDF به صورت کامل [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و ... [ دانلود ]

  • milad mirshekar

شیرین تر از شیرینی

milad mirshekar | شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۳۲ ب.ظ

شیرین دختری که اسیر دست پدری زورگو که جز حرف خودش , حرف کسی رو قبول نداره. شیرین رو مجبور به ازدواجبا کسی میکنه که هیچ حسی بهش نداره ... فرهاد ... یه پسر همه چی تمام اما با دلی شکسته ... اونم به نوبه خودش اسیر سرنوشت و مجبور به ازدواج تو راه این ازدواج , عشق بی خبر میرسه ... شیرین میشه ... شیرینتر از شیرینی ... اما ... همیشه یکی هست که این شیرینی رو تلخ کنه ....


نسخه کامپیوتر با فرمت PDF

 دانلود مستقیم


نسخه ePub برای ایفون اندروید

دانلود مستقیم

نسخه اندروید با فرمت APK
دانلود مستقیم
  • milad mirshekar

دلم آغوشت را میخواهد

milad mirshekar | شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۲۱ ب.ظ
  • نام رمان : دلم آغوشت را میخواهد
  • نویسنده : فریده بانو کاربر رمان فوریو
  • تعداد صفحات : 415
  • ژانر : عاشقانه

رمان راجب دو خواهر دوقلو هست به اسم های سوگند و سوگل ، سوگل بی دلیل یک هفته قبل از عروسیش غیبش میزنه و حالا ابروی چندین سالی پدربزرگش در میونه و در خواست حامی پارسا ، حالا سوگند مجبوره فقط یه تصمیم بگیره و اون تصمیم چی می تونه باشه ....

دانلود نسخه کامپیوتر با فرمت pdf 

دانلود مستقیم

دانلود نسخه ePub برای آیفون و اندروید و ...

دانلود مستقیم

دانلود نسخه اندروید با فرمت APK

دانلود مستقیم

  • milad mirshekar

عکس نوشته

milad mirshekar | شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۱۲ ب.ظ























































  • milad mirshekar